دیشب وقتی که وارد باشگاه شدم یهو استاد اول از همه حتی خودم به من سلام کرد; من هم جوابشو دادم و احوال پرسی کردیم و چند تا سوال پرسید و آماده شدیم که بریم تو باشگاه و تمرین رو شروع کنیم، یکدفعه استاد نایلونی که توش پر از شیرینی بود را گرفت جلوم من هم در کمال تعجب برداشتم و بعد پرسیدم:«استاد به چه مناسبت!؟» یکدفعه با لبخندی عجیب و با صدای بلند گفت:«به مناسبت نابودی داعش وحشی» و من هم باز در کمال تعجب با خودم که استاد را چنین شخصیتی تصور نمی کردم تصور کردم و علاقه ام به این شخصیت بیشتر شد; از قبل هم حرف هایی مذهبی زده بود که باهاش حال کردم ولی وقتی این کار رو کرد عشق کردم!
خدا قسمت کنه چنتا از این استادا... ^_^

عکسمون رو هم به دلیل مسائل امنیتی و خجالتی پخش نمی کنیم!
البته شاید بعدا پخش کردیم!