🌷شهید حبیب الله کلهر 🌷
همیشه می گفت: "ان شاءالله که خیره"
تکیه کلامش بود.
یک روز غروب توی سنگر نشسته بودیم که عقرب نیشش زد.
همگی کمک کردیم تا برسانیمش سنگر امداد. باز هم داشت زیر لب می گفت: "ان شاءالله که خیره."
از سنگر بیرون آمدیم و رفتیم سمت امداد.
هنوز چند قدمی از سنگر فاصله نگرفته بودیم که صدای خمپاره آمد.
درست خورد وسط سنگرمان و هیچی ازش باقی نماند...
هاج و واج مانده بودیم آنجا بود که به تکه کلام حبیب رسیدم.
واقعاً هر چه خدا بخواهد همان می شود...